متن روضه ویژه شب عاشورا و حضرت امام حسین قسمت سوم
جهت مشاهده متن روضه ها و گریزهای
شب دهم محرم و حضرت اباعبدالله الحسین
به ادامه مطلب مراجعه نمایید
جهت مشاهده متن روضه ها و گریزهای
شب دهم محرم و حضرت اباعبدالله الحسین
به ادامه مطلب مراجعه نمایید
جهت مشاهده متن روضه ها و گریزهای
شب دهم محرم و حضرت اباعبدالله الحسین
به ادامه مطلب مراجعه نمایید
جهت مشاهده متن روضه ها و گریزهای
شب دهم محرم و حضرت اباعبدالله الحسین
به ادامه مطلب مراجعه نمایید

چه بارانی دو چشم آسمان است چه طوفانی دل این کاروان است
کنار قبر سالار شهیدان همه جمعند و زینب روضه خوان است
@@@
نگاه ابری اش دارد زمینه شده دلتنگ مهتاب مدینه
پس از یک اربعین، سر باز کرده کنار عقلمه بغض سکینه
@@@
نوای ناله و غم ها رقیه گرفته کاروان دم: یا رقیه
رسیده اربعین بی قراری همه برگشته اند اما رقیه ...
@@@
اربعين كربلا چه حالي بود عطر ِ زهرا در آن حوالي بود
همه بودند دور ِ قبر ِ حسين حيف جايِ رقيه خالي بود
@@@
رويِ خود را به لطمه آزردم بر سر ِ هر مزار پژمُردم
بعد از آن بانوان اهلِ حرم عمه را سويِ علقمه بردم
@@@
جهت مشاهده ادامه اشعار دوبیتی و رباعی
اربعین شهادت امام حسین و یاران با وفای ایشان
به ادامه مطلب مراجعه نمایید

بسوز ای دل که امروز اربعین است عزای پور ختم المرسلین است
قیام کربلایش تا قیامت سراسر درسْ بهر مسلمین است
دلا کوی حسین عرش زمین است مطاف و کعبه دلها همین است
اگر خیل شهیدان حلقه باشند حسین بن علی، آن را نگین است
دل ما در پی آن کاروان است که از کرب و بلا، با غم روان است
چه زنجیری به دست و بازوان است که گریان دیده روح الامین است
به یاد کربلا دلها غمین است دلا خون گریه کن چون اربعین است
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
اربعین آمد دلا امروز زینب خسته است آمده بر کربلا امروز زینب خسته است
در کنار مرقد شش گوشه بنت المرتضی گویی افتاده ز پا امروز زینب خسته است
این همان بنیان کنِ کاخ ستم باشد ولی دارد آهنگ عزا امروز زینب خسته است
ای شهیدان بهر استقبال او کاری کنید بوده حامیِ شما امروز زینب خسته است
ای برادر حال خواهر را نمی پرسی چرا هم چو نی دارد نوا امروز زینب خسته است
خیز ای عباس پرچم را از او تحویل گیر قامتش گشته دو تا امروز زینب خسته است
ای علی اکبر قطار عمه ات برگشته است گوید ای مشکل گشا امروز زینب خسته است
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
از سرِ ناقه ی غم شیشه ی صبر افتاده همه دیدند که زینب سر قبر افتاده
چشم او در اثر حادثه کم سو شده است کمرش خم شده و دست به زانو شده است
بیت بیتِ دل او از هم پاشیده شده صورتش در اثر لطمه خراشیده شده
گفت برخیز که من زینب مجروح توام چند روزی ست که محو لب مجروح توام
این چهل روز به من مثل چهل سال گذشت پیر شد زینب تو تا که ز گودال گذشت
این رباب است که این گونه دلش ویران است در پی قبر علی اصغر خود حیران است
گر چه من در اثر حادثه کم می بینم ولی انگار درین دشت علم می بینم
دارد انگار علمدار تو بر می گردد مشک بر دوش ببین یار تو برمی گردد
خوب می شد اگر او چند قدم می آمد خوب می شد اگر او تا به حرم می آمد
تا علی اصغر تو تشنه نمی مرد حسین تا رقیه کمی افسوس نمی خورد حسین
راستی دختر تو... دختر تو... شرمنده زجر... سیلی... رخ نیلی... سر تو شرمنده
وای از دختر و از یوسف بازار شدن وای از مردم نا اهل و خریدار شدن
سنگ هایی که پریده است به سوی سر تو چه بلایی که نیاورده سر خواهر تو
سرخی چشم خبر می دهد از دل خونی وای از آن لحظه که شد چوبه ی محمل خون
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
جهت مشاهده ادامه اشعار
اربعین شهادت امام حسین و یاران با وفای ایشان
به ادامه مطلب مراجعه نمایید

هر جای دنیا کسی کشته ببینه چه بشناسی و چه نشناسی، یکی می یاد یه چیزی روش بندازه، سنته،
یهودیام این سنت را دارند، گفت بابای من سه روز بدنش زیر آفتاب ماند، همه ی بدن های دشمن را دفن کردند،
بابای من بدنش روی زمین افتاد، من دستهایم بسته بود مثل جدم علی که بابا سر مادرم رسید، دستاش
بسته بود، از کنار فاطمه اش عبورش دادند من را هم از کنار بدن بابام عبور دادند ... .
یادم نمی رود آن ساعتی که در دل خاک عریان فتاده بود بدن چاک چاک چاک
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
همه ی مزارها را امام سجاد (علیه السّلام) نشان داد، هر کی علاوه بر حسین (علیه السّلام) روی مزار
عزیزش حساسیت دارد، یکی می گه قبر علی اکبرم کجاست؟ یکی می گه قاسمم چی شده؟ ...
اما رباب حرفی نزد چون همه فکر ارباب حسین است، آخر سر امام سجاد (علیه السّلام) یه قبر کوچیک
پیدا کردند، شاید رباب گفته باشه، آقا بچه ی من را اینجا آوردید، آخر قبر کوچک بود، ولی نه
این قبر عباس (علیه السّلام) است .
یاس ها را جوهر نیلی زدند کودکان را یک به یک سیلی زدند
دستی گرفت بر گره ی معجرش و گفت راحت بخواب دست به معجر نخورده است
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
اومد بالای سر قبر برادر، حسین جان ! یادته می خواستم زیارت جدم برم همه ی اهل خانواده دور من جمع
می شدید عباسمون دور و برم بود، جلوجلو عباس (علیه السّلام) می رفت، تو و داداشم حسن دور و برم،
بابام علی جلو، چراغ را کم می کردید، مبادا چشم کسی به من بیفته، اما کجا بودی، چهل منزل نامحرم ... .
شکسته بال و سیاه و کبود برگشتم من از محله ی قوم یهود برگشتم
از آن دیار که زن های شام خندیدند ...
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
اومد بالا سر قبر ابا عبدالله (زبانحال) حسین (علیه السّلام) جان ! یادته نیمه ی شب بابام سر به دیوار کوبید،
گفت دستم به بازوی ورم کرده رسید ... داداش دست از خاک در آر، یه جای سالم تو تنم نمونده، بدن من هم
مثل مادر کبود شده . شروع کرد راه افتادن بین خیمه ها و قبرها
اینجا کفن پوشیده قاسم من شهد عسل نوشیده قاسم من
اینجا به پای مرکبش فتادم صورت کف پای پدر نهادم
اینجا به دنبال علی دویده اکبر زبان خشک او مکیده
اینجا کبوتر بچه ها پریدند اینجا سر شش ماهه را بریدند
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
جهت مشاهده دیگر روضه ها و گریزهای
اربعین شهادت حضرت سیدالشهدا(ع) و یاران ایشان
به ادامه مطلب مراجعه نمایید

گلچین مراسم دعای ندبه 24آبان92 مصادف با یازدهم محرم
در آستان علی بن مهزیار اهوازی
آخر ثمر آل پیمبر ز در آید-------مناجات با امام زمان و روضه قبل ندبه
قسمت دوم دعای ندبه و روضه حضرت زینب و طفلان اباعبدالله
قسمت چهارم دعای ندبه و روضه گودال
قسمت پنجم دعای ندبه و روضه و مناجات با امام زمان
قسمت ششم دعای ندبه و روضه اسارت حضرت زینب

گلچین مراسمات عزاداری شب اول محرم سال91
زمینه صل الله علیک یا اباعبدالله
مناجات با امام زمان روضه حضرت زهرا
گلچین مراسمات عزاداری شب دوم محرم شب ورود قافله اباعبدالله به کربلا سال91
مناجات با امام زمان ای رفته سفر
روضه سرزمین کربلا اینجاست زینب
گلچین دو مراسم زیارت عاشورا در دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز
محرم سال91
شب اول
قسمت دوم زیارت عاشورا و روضه اباعبدالله
شب دوم
مناجات با امام زمان روضه حضرت زینب
شب هفتم
آستان علی بن مهزیار اهوازی
واحد شلاقی میکشد مرغ دلم پر در هوایت
مناجات با امام زمان این روزها برای شما
شب تاسوعا
روضه این پهلوان باوفا آخر زمین خورد
شور ولایی ما جون میدیم پای ولایت
مناجات با امام زمان روضه حضرت زینب در خیمه ها
شب عاشورا
شور هروله حسین وای وای وای وای
شور هروله بمیرم سرت روی نیزه ها
مناجات با امام زمان دیدم به خواب
شام غریبان
شهادت امام سجاد
شب شهادت
شام شهادت
مناجات آخر جلسه روضه امام سجاد
میون این همه وحشی،یه نفر هم بود دلش یه خورده،به رحم اومد،میگه وقتی خیمه ها رو آتیش
زدند،مقاتل رو وقتی می خونی،صرف این نبود بخوان خیمه ها رو به غارت ببرند،حروم زاده دستور
داد،گفت:خیمه هارو بسوزونید،هركی تو خیمه هاست آتیش بزنید،تعجب نكن،گفت:دیدم دختر بچه ای
دامنش آتیش گفته بود،از خیمه ها بیرون دوید،پای برهنه روی این خارها داره میدوه؛با اسب دنبالش
رفتم،دیدم بچه ترسید ،دستاش رو روی سرش گذاشت،گفت:آی مرد ما یتیم شدیم،ما دیگه صاحب
ندارم،گفتم:كاری باهات ندارم،اومدم آتیش دامنت رو خاموش كنم،تو این یكی دو روزه اینها فقط كسانی رو
دیدن كه فقط آتیش میزنن،كسی كه بخواد آتیش دامنی خاموش كنه ندیده،بچه با تعجب نگاه كرد، وقتی
آتیش دامنش رو خاموش كردم،دیدم انگار یه چیزی می خواد بگه،خواسته ای داره،گفتم:چی می
خوای،حرفی داری بگو،گفت:بگو ببینم تو خورجین اسبت،یه مقدار آب پیدا میشه؟ سه روزه اینها آب رو به
خیمه ها بستن،میگه اومدم یه مقدار آب آوردم براش،دستش دادم،دیدم هی نگاه به آب میكنه،هی اشك
میریزه،گفتم:مگه آب نمی خواستی بخوری،دو جور گفتن،یه جورش اینه ،گفت:به من بگو علقمه راهش از
كدوم طرفه،می خوام برم به عموم بگم:دیگه خجالت نكشه،آب آزاد شد،یه جوری دیگه هم اینجوری نقل
كردن،گفت:چرا آب نمی خوری،گفت:برا اینكه هنوز صدای بابام تو گوشمه،هی میگفت:آخ جیگرم داره
میسوزه،حسین..............
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
آدم وقتی داغ می بینه، خودش را می زنه، اول داغ هر چی خودش رو می زنه نمی فهمه، چند روز دیگه که
بگذره، تازه جاهای زده ورم می کنه، وقتی همه از خیمه بیرون دویدند، زیارت ناحیه می گه همه خودشون
را زدند، رسیدند بالای تل زینبیه، باز خودشون را زدند اما شام غریبان که شد دشمن زدشون، باز اومدند تو
گودال قتلگاه دشمن زدشون ...
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
شام غریبان به این راحتی به كسی گریه نمی دن،تا شب عاشوراء سراسر تلاطم و هیجانی،از بزرگان
وقتی سئوال می كنیم چرا،شام غریبان تازه روضه ها شروع شده،اول گریه ی زینبه،می بینیم ما گریه
ندارم، علت چیه؟این جور جواب ما رو می دن:«روزی گریه شام غریبان،روزی خواصه،تو اون ده شب اگر
نمرت قبولی باشه،اگه تو اون ده شب خوب گریه كرده باشی،می تونی،شام غریبان با زینب گریه كنی،اون
دستی كه اباعبدالله رو دست خواهرش گذاشت،خواهر رو آرام كرد،رو قلب همه ی سینه زنا و گریه كنا هم
گذاشت».شما ها اگه امشب بدونید،چه خبره كربلا،میمیرید،بدونید بدنها رو خاكه،من نمی خوام این جوری
روضه بخونم،بگم امشب چه خبر شده؟ بگم امشب اومدن تو گودال هركاری دلشون خواست كردن،یكی
لباس رو برد،یكی كفشا رو برد،نمی تونم برات باز كنم،زینب چند قدمی حسینش باشه ولی نتونه بیاد كنار
حسینش،لذا امشب شبه عجیبیه،گریه داشته باشی بی بی امضاء كرده.
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
جهت مشاهده دیگر روضه ها و گریزهای
شام غریبان و روضه حضرت زینب و اهل حرم اباعبدالله(ع)
به ادامه مطلب مراجعه نمایید

شب عاشورا هلال می گه دیدم امام حسین علیه السلام با خواهر حرف میزنه یه وقت خواهر گفت داداش
اصحاب رو امتحان کردی هلال می گه گریه کردم اومدم پیش اصحاب بلند شدیم رفتیم پشت خیمه زنها یا
بنات رسول الله با بی انت و امی شمشیر کشیدند رفتند سوی لشگر امام حسین فر مود عبا س جان برو
جلو یاران را بگیر همه گریه کنان آمدند زینب راحت شد هلال می گه
دنبال امام رفتم دیدم می شینه پا میشه فرمود که هستی گفتم غلام شما هلالم آقا چه می کنی فرمود
خارهای بیا بان را در می اورم فردا شب بچه هام تو ای بیا بان میدون امام رضا علیه السلام فرمود
یا بن شبیب اگر خواستی گریه کنی فقط برای حسین علیه السلام گریه کن
یا بن شبیب درد حسین درد جان فزا ست یا بن شبیب روضه ما داغ پر بلاست
یا بن شبیب درد حسین درد بی کسی است یعنی عزیز فاطمه شب گرد بی کسی است
یا بن شبیب عمه ما را کتک زدند آتش هزار بار به باغ فدک زدند
یا بن شبیب کوچه به دل غم نشا نده است یعنی هنوز دست علی بسته مانده است
یا بن شبیب خنده مرا ترک می کند خد ا لتر یب را چه کسی دک می کند
یا بن شبیب غصه دلم را کباب کرد شیب الخضیب دیده ما را پر آب کرد
یا بن شبیب جرم یتیم سه ساله چیست دیگر پس از امام کشی آه و ناله چیست
یا بن شبیب قصه معجر نگفتنی است جریان حنجر و دم خنجر شنفتنی است
یا بن شبیب غا رت خیمه عجیب بود در شعله ها سلا له حیدر غریب بود
یا بن شبیب دختر ترسیده دید ه ای در زیر خار طفلک خوا بیده دید ه ای
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
یک عده حسین را نشانه گرفتن، می رفت روبلندی صدا می زد الله اکبر، زینب آروم میشد ،میزد به قلب
لشگر، آنقدر تیر زدن، بدن خشک شد یکی نیزه به پهلو زد.
بلند مرتبه شا هی ز صدر زین افتاد اگر غلط نکنم عرش بر زمین افتاد
خیمه ها محاصره شد ،تیر به گلوی حسین زدند، شمشیر به کتف چپ، از رو اسب با گونه راست افتاد،
سنان از پشت سر یه نیزه زد بیرونکشید، می گفت مال خودمه، یه نیزه به سینه زد، تیر به گلو، شمر گفت
:کار رو تموم کن ،خولی اومد، سنان اومد ،نتونستن ،اخنس هم دید نمی تونه، شمر خودش رفت
او می دوید و من می دویدم او سوی مقتل من سوی قاتل
خودم دیدم که صحرا لاله گون شد پر از انا الیه راجعون شد
خودم دیدم سرش را می بریدند
او می نشست و من می نشستم او روی سینه من در مقابل
او می دوید
من مرغ عشق حیدرم افتاده ام کنج قفس خون ریزد از بال و پرم بالا نمی آید نفس
پهلو شکسته در خون نشسته وا غربت وا غربتا
او می کشید و من می کشیدم او خنجر از کین من آه از دل
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
آمد کنار میدان ایستاد، اول با مرده دلان زنده نما حرف زد، گفت: آیا کسی هست ما را برای خدا یاری کند،
بعد به اون زنده دلان مرده، گفت: یا مسلم ابن عقیل یا حبیب یا زهیر، چرا شما را می خوانم ولی جوابی
نمی دهید ،ای عزیزان برخیزید از حرم رسول خدا دفاع کنید، ببینید رینب گرفتار دشمنه.
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
بمیرم برای آن لحظه ای که زینب آمد بالای بلندی ، دید یک عده دارند با شمشیر حسینش را می زنند
یک عده دارند با نیزه می زنند ، کماندار با تیر می زند ، آنهایی که حربه ای ندارند دامن هایشان را پر از
سنگ کردند بر عزیز فاطمه می زنند .
زینب دستهایش را روی سر گذاشت صدا زد : وامحمدا ، واعلیا، وااُماه ، واحسینا ،
از تلِّ زینبیه ، زینب صدا می زد حسین با قامتی خمیده زینب صدا می زد حسین
هر جا به هر بهانه ، زینب صدا می زد حسین در زیر تازیانه ، زینب صدا می زد حسین
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
جهت مشاهده دیگر روضه ها و گریزهای
شب و روز عاشورا و روضه حضرت اباعبدالله الحسین(ع)
به ادامه مطلب مراجعه نمایید

سیدبن طاووس گوید: پس از آن که امام حسین (علیه السّلام) به شهادت رسید،
عمر سعد ملعون در میان سپاهیان خود فریاد زد:
من ینتدب للحسین فیوطّی الخیل ظهره؟
چه کسی حاضر است بر حسین (علیه السّلام) اسب بتازد و پشت او را با اسبان لگدمال کند؟
ده نفر از گروه طاغیان این کار را پذیرفتند ...
و آن قدر پیکر مقدس امام حسین (علیه السّلام) زیر سم اسبان
لگدمال کردند، حتی رضو اظهره و صدره، استخوان های پشت و سینه ی آن حضرت خرد شد.
مرحوم عبدالرزاق مقّرم می گوید: هر کدام از این اسب ها به هر شهری که می رسیدند، نعلشان را می
کندند و به عنوان تبرّک بالای منازل خود آویزان می کردند و یا می کوبیدند، در اثر همین کار، رفته رفته عمل
مزبور سنت شد و بعد از آن اکثر مردم نظیر همان نعل ها را می ساختند و بالای درب خانه ها آویزان می
کردند.
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
مرحوم شیخ جعفر شوشتری می گوید: در روز عاشورا، چهار جا، چهار عضو بدن ابی عبدالله به خاطر بی
آبی از کار افتاده بود، که حتی شاید اگر آب هم می دادند، کار از کار گذشته بود و فایده نداشت.
اولین جایی که از عطش از کار افتاد چشمان امام حسین (علیه السّلام) بود، امام صادق (علیه السّلام)
می فرماید: جدّ ما در روز عاشورا، از شدت عطش چشمانش آسمان را دود می دید.
دومین عضو، لبهای آقا بود، می دونی چرا؟ حمیدبن مسلم می گه دیدم لب های حسین علیه السلام
مانند دو چوپ خشک شده به هم می خورد، دیدم از لبهای حسین داره خون می آید.
سومین عضو زبان حضرت بود، همان زمان که علی اكبر را بغل گرفت، زبان در دهان علی گذاشت، علی
اکبر دید بابا از خودِ او تشنه تر است.
چهارمین عضو جگر حسین بوده، هلال بن نافع می گوید، آمدم نزدیک گودال، جنگ تمام شده، از بالای
گودال نگاه کردم، دیدم لبهای حسین تکان می خورد، نزدیک تر رفتم، گفتم شاید حسین نفرین می کنه،
دیدم می گوید: «لشگر جگرم از تشنگی می سوزد» از گودال آمدم بیرون، سریع رفتم آب آوردم، دیدم شمر
داره بیرون می آید، گفت کجا می روی، گفتم می روم پسر فاطمه را سیراب کنم، گفت زحمت نکش، من
سیرابش کردم ... .
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
ذبح کردن و نحر کردن دو چیز است: ذبح کردن سر از بدن جدا کردن است، و نحر این است که نیزه یا کاردی
در نحر او، که گودی گردن است، فرو می برند، مانند شتر که او را نحر می کنند. لذا خطاب به ابی عبدالله در
فقرات زیارت می خوانیم (السلام علی من هو نحره منحور)
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
دیگه به زانو شد حضرت،به عنوان یك انسان،تشنگی دیگه غلبه كرد،چون زخم ها زیاده،عددش
بالاست،حضرت به زانو شد،ولی رو زانو قامت داشت،همین باعث شد،تیر سه شعبه تو قلبش خورد،روایت
مقتل این طوریه،میگه هر كاری كرد،چون عمیق فرو رفته بود،نتوانست حضرت،از جلو تیر رو بیرون
بیاره،اینجاست مادرش داد میزنه،آی....میفرماید: دست برد،عقب سر،تیر و بیرون آورد،مثل فواره خون میزد
بیرون،خونها رو گرفت:رو صورتش مالید،فرمود: بسم الله و بالله و فی سبیل الله و علی ملة رسول الله،یه
وقت دیدن حضرت صورتش رو گذاشت رو خاك،تا حضرت صورتش و گذاشت رو خاك، ریختن همه، یكی
انگشت جدا میكرد، روایت میگه:برای اینكه حضرت دیگه نتونه از خودش دفاع كنه، دستاشو از مچ
بریدند.حسین.....
بهانه دارد این دلم به كربلا سفر كند بر آن ضریح محترم به چشم تر نظر كند
میكُشی مرا حسین
فدای خاك كربلا حریم قتلگاه تو همان مكان كه بوده است به خیمه ها نگاه تو
از اون جا به خیمه ها نگاه میكرد
جان مادرت حسین جان خواهرت حسین كن به من عطا حسین میكُشی مرا حسین
فدای تشنگی تو كه سوخته گلوی تو فدای زخم خنجری كه مانده است به روی تو
قاری بریده سر روی نیزه در به در كشته ی خدا حسین
یه شب اومدی برای یه سالت روضه خوندم برو، وقتی زینب سلام الله علیها بهش میگه، مُرَمل بالدماء،مقطع
الاعضاء، اون بچه هایی كه از تو خیمه اومدن بیرون،دیدن همه چیزو چیكار میخواستن بكنند ؟بیخود نبود
فرمود:عمه جان،زینب جان، بگو همشون ، علیكم بالفرار،بگو فرار كنند،این نامردها رحم نمی كنند،آی آی
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
جهت مشاهده دیگر روضه ها و گریزهای
شب و روز عاشورا و روضه حضرت اباعبدالله الحسین(ع)
به ادامه مطلب مراجعه نمایید

با شیون و شین یا قدیم الاحسان با این همه دِیْن یا قدیم الاحسان
ما آمده ایم تا ببخشی ما را امشب به حسین یا قدیم الاحسان
***
این دل شده هیأت اباعبدالله سینه زن غربت اباعبدالله
یارب مچشان حرارت آتش را بر زائر تربت اباعبدالله
***
با دست تهی و کوله باری از آه این بار هم آمده گدایت از راه
از کار دلم گره گشایی فرما با دست سه سالهٔ اباعبدالله
***
من آمده ام توشه ای از آهم ده سوز نفس و اشک سحرگاهم ده
هرچند تمام کرده ای نعمت را یک بار دگر به کربلا راهم ده
***
آیت الله شیخ حسنعلی اصفهانی نخودکی رحمه الله از علمای ربّانی و صاحب کراماتی بود که ارادت ویژه ای به خاندان رسالت و حضرت سیدالشهدا علیه السلام داشت. این عارف وارسته هر سال دهه محرم در منزل خود مجلس روضه برپا می داشت و بسیار گریه می کرد و یاد مصائب امام حسین علیه السلام برایش جگرسوز بود.
نقل کرده اند وقتی ایشان از دنیا رفت، یکی از بزرگان او را در عالم خواب دید و احوالش را جویا شد. پاسخ داد: وقتی مرا در قبر نهادند دو فرشته نکیر و منکر برای سوال و جواب آمدند. از توحید و نبوت سوال کردند، جواب دادم تا این که از امامان پرسیدند: نام امیر مومنان علیه السلام را به زبان آوردم که امام اول من است، سپس از امام حسن علیه السلام نام بردم؛ ولی وقتی که نام امام حسین علیه السلام را به عنوان امام سومم به زبان آوردم بی اختیار گریه کردم، آن دو فرشته نیز منقلب شده و گریستند.
سپس به یکدیگر گفتند: آزادش کنیم کار این آقا با امام حسین علیه السلام است. دیگر نیازی به سوال نیست. مرا آزاد نمودند و رفتند و اینک می بینی که شاد و خرسندم و در جایگاه خوبی هستم.